باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

زندگی شیرین می شود

1391/7/19 19:22
نویسنده : میم
222 بازدید
اشتراک گذاری

وای خدای من امروز بعد از مدتها لذت خانواده بودن رو چشیدیم از اونجایی که بابای شما خیلی کار میکن دانشگاه هم میره و منم دانشگاه میرم شما هم مهد ما فقط شبا همه کنار همیم امروز بابا سر کار نرفت که بره دانشگاه که چون خسته بود پشیمون شد و نرفت منم ظهر تا جلوی در دانشگاه برد و گفت می خوای نری منم از خدا خواسته نرفتم و ترجیح دادم بعد از مدتی لذت دورهم بودن رو بچشیم ( البته به گفته بچه ها استاد گفتن حذف ولی زرشک) خلاصه امروز زندگی شیرین می شود بود

                     این عکس مال پارسال بچم مثل اینکه خیلی گشنه بود

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

عاشق باران
19 مهر 91 23:09
یاد بچگی هام افتادم. روزای تعطیل یا وقتی مامانم مرخصی می گرفتند خونه انگار بهشت بود خیلی لذت داشت که همه باهم غذا بخوریم و تمام روز کنار هم باشیم...
انشالله از این روزا بیشتر داشته باشید


ممنونم
نسرین
20 مهر 91 7:47
تا باد چنین بادا


ممنون انشالا برای همه اینطور باشه